دشمن از اسرا چه می خواست؟/ شش سالی که مثل ۶۰ سال گذشت؟


به گزارش خبرگزاری فارس از مازندران، به مناسبت یکصدمین سالگرد آزادی، سال ها پیکرشان در دست دشمن بود، اما با وجود رنج، دوری و بیگانگی با چنین شرافت، شجاعت و جایگاه خود جنگیدند. جلو بایست. آنها به وفای به عهد، میهن پرستی و مبارزه برای حقیقت معنای تازه ای بخشیدند.

این دلاوران با خاطراتی تلخ و شیرین از سال ها درد و دوری از وطن درس های بزرگ استقامت و استقلال را آموخته اند.

آن بزرگانی که رشادت هایشان را نمی توان در کلام وصف کرد، آن مردمی که دست بر زنجیر و اسیران گذاشتند و با اسیران و رنج های خود آرامش و امنیت و ثبات دائمی را برای کشور اسلامی به ارمغان آوردند.

آن آزادگانی که بدنشان اسیر است اما روح و فکر و نیرویشان هرگز در زندان بیگانگان و دشمنان قرار نخواهد گرفت.

در این گزارش آقای علی فردوس به قهرمان مستقل و ۷۰ درصد دلیر دوران دفاع مقدس دیدیم که سال ها در زندان بود و حتی دشمن را شناسایی کرد و برای سرش جایزه تعیین کرد اما با لباس مبدل در زندان بود.

علی فردوس در گفت وگو با فارس درباره ماجرای اسیر خود گفت: پس از یازده ماه که از روز ششم فجر و عملیات خیبر برگشتیم، برای بررسی منطقه سومار کرمانشاه اعزام شدیم. نیز وجود دارد. در این عملیات.

شاهد طوسی گفت: هرگز فراموش نمی کنم، قبل از اینکه به معارفه برویم. حسین عباس علی‌پور می‌گوید: دیشب رسول خدا (ص) را در خواب دیدم که چهار سیب به دو نفر داد، آنها خوردند و دو نیم آن را گذاشتند.

ما برای شناسایی عملیات رفتیم، اما دشمن به ما حمله کرد و از یک تخته سنگ به سمت ما شلیک کرد که به پا، دست و کتف من اصابت کرد.

آن روز صحنه های دردناکی را جلوی چشمانم دیدم و پنج ساعت او را از یک پا کشیدم و تحویل عراقی ها دادم.

از چهار نفری که برای مشاهده عملیات رفته بودند دو نفر شهید شدند و من و عباس علیپور دستگیر شدیم.

سخنان روزهای اسیران دردناک و تلخ است زیرا همانطور که از نامشان پیداست مردم با اینکه از وطن دور هستند اما در زندان دشمن هستند.

۲۸ بهمن ۶۳ قبل از عملیات بدر دستگیر شدم و در زمان بازداشت در اردوگاهی در موصل بودم.

بهترین خاطره ای که در روزهای آخر اسرار به یاد دارم این است که عراقی ها ما را به کربلا بردند و آن لحظه آزادی شیرین ترین خاطره بود که بعد از شش سال چشمانمان را به وطن باز کردیم.

در این روزهای سخت و پر اضطراب، چیزی که بیش از همه به ما کمک کرد گوش دادن به قرآن و دعا بود که در روح و روان ما تأثیرگذار بود.

ما به همه ائمه توجه داشتیم و یادآور سختی ها و مصائب اسیران کربلا و الگوی حضرت زینب (س) بود که ما را به یاد معارف عاشورا و مکتب امام حسین (علیه السلام) می انداخت. بسیاری از مشکلات را کاهش داد.

جوانان باید بفهمند زمانی که ما اسیر بودیم، دشمن می‌خواست افکار و عقاید ما را تغییر دهد و از هر وسیله‌ای در این زمینه استفاده کند، اگرچه شرایط اسرا بسیار سخت بود، اما بچه‌ها بر نظر خود اصرار داشتند. جوانان قرار است با فریبکاری های دشمن در فضای مجازی مواجه نشوند و مطمئن باشند که این انقلاب با انقلاب حضرت مهدی (عج) پیوند خورده و جبهه مقاومت روز به روز در حال گسترش است.

به گزارش فارس؛ آقای فردوس در ۲۸ بهمن ۱۳۴۲ دستگیر شد و ایشان و مرحوم ابوترابی در دوران حبس در همان محل دستگیر شدند و پس از ۶ سال دیکتاتوری بعثی، همراه با زندانیان در سال ۶۹ آزاد شدند.

علی فردوس در زمان زندان به «علی مهد» معروف بود و هویت واقعی او مشخص نبود. چون لقب سپهبد خمینی به او داده شد و بر سرش جایزه گذاشتند، خود را به عنوان سرباز در زندان معرفی کرد.

انتهای پیام/۸۶۰۳۴/ج




این مقاله را برای صفحه اول توصیه کنید